
دونگاه الهی و مدرن به زمین این مهبط و محیط زیست انسان دو نتیجه متضاد ببار میآورد. نگاه مدرن در اندیشه و عمل به معضل محیط زیست مثل همه راه حلهای حق باختهی اقتصادی و سیاسی و انسان شناختی و جامعه شناختی و. خدا را حذف میکند. این حذف، در مدیریت جهان به مدرنیت و ظلمات و خطاهای قطعی تفکر بشر گسسته از ایمان و عالم غیب ومعارف الهی و نگاه حقیفت یاب و به فقدان ثبات و پایداری و اطمینان شناختی توحیدی و محرومیت از انوارو روشنگری ولایت و عترت و عقلانیت اولیای عقل اول ختم شده است و نتایج هولناکی علیه نجات حقیقی انسان ببار میآورد. بت عقل محاسب مادی گرا و اصالت طبیعت، همان نکراء است که انسان را وامی دارد به همه مسائل خود محور و بدون هدایت و فرامین و تبیان فطری و بیان و خرد قرآنی به طبیعت بنگرد به مغز خود محور بشری و علم و فکر حاصل از آن مغرور شود آن را فراتر از وحی قرار دهد. مغزی که در اصل آفریده خداست و یک دم بدون خدا توان حیات ندارد وکارکرد و محاسباتش بدون توجه به معرفت الهی سراپا ظلمات و خطای محاسباتی است؛ این تفکر غلط خود بنیان، توان فهم درست هیچ مسئله از جمله مسایل محیط زیست را ندارد. اولین نشان فهمیدگی آن است که دریابیم ظلم به محیط زیست با ظلم مثلا به غزه یک ریشه دارد. فهم و حل مسایل بحرانی محیط جهانی و داخلی زیست انسان متناسب با فهم و حل بحران جهانی و خطاهای داخلی حکمرانی ظالمانه ولایت گریز است. نگاه قرآنی و روایات و خرد نورانی گواه یکپارچگی ریشه استکباری و تناسب ظلم به طبیعت و ظلم به جامعه انسانی است.
☆☆☆☆
برای حل مسایل محیط زیست جهان باید حقیقت اصیل را بدانیم و در مسیر آن گام برداریم و یقبن داشته باشیم:
۱_با نگاه قرآنی و توحیدی ویکپارچه حل مسایل محیط زیستی جدا ناپذیر از کلان روایت توحید، صراط مستقیم ولایت ومفهوم خلیفه اللهی در ارض و حجت خدا برای مردم، و تنها راه هدایت و حل درست مسئله است. ارتباط سلامت محیط زیست و طبیعت و ارض مسکون با ولایت و حکمرانی اسلام وحکومت دینی توحیدی دین خاتم و مراعات فرامین قرآن و خاندان وحی وعقل اول، شعر و افسانه نیست، آفریدگار یگانه وپروردگار یکتای هستی وهمه اجزای ذرات وجود بر آن گواه است.
۲_هم قرآن حکیم و هم انبوه روایات ائمه اطهار علیهم السلام و هم قلب سلیم هم عقل علیم، ارتباط ولایت و سلامت طبیعت وسلامت زندگی انسان درکره ارض و گسست ناپذیری آنها وپیوستاری شان را گواهی میدهند.
۳_چنین است که دورانهای عبودیت و پیروی از انبیا و اولیا از زندگی در بهشت عدن آدم، تا عهد انبیاء در زمین، عهد نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و اوصیاء و اولیا ء (درود وسلام خدا بر آنان باد) دو حال دارد پیروان حق غرق سعادت زیستند و دوران سرکشی و پیامبر و امام کشی با درهم آشفتگی درونی و بیرونی انسان و طبیعت و خشکسالی جان و جسم شان همراه بود و تاریخ بنی اسرائیل گواه است و نیز عصر غیبت کنونی هم هزار سند عینی دال بر سند این پیوستگی سرنوشت انسان و طبیعت است.
۴_جاهلان زرق و برق دادههای تمدنی کفر را دلیل بی اهمیتی سنتهای الهی میدانند اماکورند و نمیبینند این خود سنت الهی است. انسان جز سعی خود نیست. سعی تمدن مادی سبب دستامدهای مادی میشود و فهم ژرف موضوع آن است که، اما این دستامدهای تمدنی مادی اندیش مانع ویرانی جامعه و طبیعت نشدو نیست. در نتیجه وفور دجالی، یک فریب است. هم در جامعه و هم در طبیعت سرچشمه بیماری وبحران و سیاه روزی است. نمونه امر عینی تمدن مادی مدرن است. خداوندسزای تلاش مادی گرای علوم و تکنواوژی را به تمدن مدرن و توسعه سرمایه سالاری آزمند و کفر پیشه داده است؛ و آن توسعه مادی است. اما همین رشدکافرانه فن سالاری و علم گسسته از خدا و دین و فطرت و رهبری الهی ولی خدا عج، سبب و عامل اصلی نابودی محیط زیست وجوامع انسانی شده است. توسعه علم و تکنولوژی حریص نظام حکمرانی ضد عقلی و ضد دینی غرب سرمایه یالار وشرق مادی گرا و دانش و فن غیر نافع و بیدادکار وکشتارگر و نابودی کننده مدرن و مدیریت ضد الهی دجالی لایه اوزون را نابود کرده است. طغیان طبیعت، سیلابها و طوفانها و آتش سوزیهای جنگلها و نابودی محیط زیستی و ناموزونی خشکسالی و ترسالی و. گویای بیماری افزایی وظلم نظام جاهلیت و کفر مدرن درحق طبیعت است. این جنایت دهست بار و وحشبانه نظام ضد الهی حکمرانی جهانی درحق اجتماع مدرن انسانی، در همه جهات جنگ و صلح و اقتصاد و نوع توسعه و فریب کاری دموکراسی و نظمهای فرتنگی و سیاسی. همسو باجنایت تکنولوژیک مدرنیته درحق طبیعت یک ریشه واحد دارد: گسستگی از نظام ولایت.
۵_حل کلان و جهانی و جزیی و موردی محیط زیست مطلقا با بازیچهها و نسخههای تفکر غلط مدرن گسسته از اسلام و حکمرانی عقل مدرن ممکن نیست.
دجالیت و وعده ضیق ارض مسکون و معارف عذاب در قرآن و روایات و ندبه و دعاهای مأثوره و زیارات امام زمان عج و دعای افتتاح و. دروغ نیست. محصول سرکشی و تکبر «علم» جاهلی و جدایی از امام زمان عج و حکمرانی سکولار است.
حکومت، دانش اداره جامعه و رفتار با انسان و طبیعت تنها با اجرای فرامین خدا و عترت ورفتارغیر فرصت طلبانه با اسلام در حکومت و دادگری و نگاه عدالت محور و سعی در مسیر منویات امام عصر عج و نائل الهی او مقدور است.
ظلم کفر به طبیعت با ظلم نظام کفر جهانی و اذناب داخلیش به انسان در غزه و لبنان و یمن و سوریه و ایران و عراق وکل کره زمین ربط درونی دارد. هر نیروی الهی باید پیوستگی با حق بودن را درست درک کند و همه جا یکپارچه با حق باشد. در جمهوری اسلامی هم تفکر مدرن وابسته، درطبیعت و جامعه و نسبت جهانی باکفر، عاجز از حل مسایل محیط زیستی است ـ.
☆☆☆☆
فکر محاسب گسسته از حق مطلق، همان نکرا است که مولا علی علیه السلام از آن سخن گفته و کارکرد مغزنقشه پرداز منفصل از عقل نوری است و بارها در باره تفاوتش با عقل نوری سخن گفتهام. روانشناسی و جامعه شناسی واقتصاد و سیاست مدرن که آموزگاران مقلد شیطان زده اش اساتیدی هستند که اصالت وحی را نفی میکنند و آن را کلام محمد (صلوات الله علیهم و آله وسلم) مینامند و جهالت شان حیرت انگیز است و فاضلی هاو سریع القلمها و فلاحت پیشهها و زیبا کلامها و صف طویل اقتصاددانان و جامعه شناسان و سیاست آموزان خود باخته و مادی اندیش کم سواد که دانشگاههای ما را پر کردهاند با تفکرشان سبب نجات مردم نمیشوند؛ مثل همه دانشمندان جهان مشرک و تمدن فرعونی با علم کفر زده و شیطانی ودنیا گرای وکورشان زمین وآدمیزادگان را در مهلکه خطاهای افزاینده گرفتار مینمایند و سبب گسیختگی درونی و بیرونی و محرومیت از هدایت پروردگار یکتا و عالم یگانه میگردند. باید ادراک کردچرا تنها عقل و تفکر علمی موحد و متصل به حق و قرآن محور کارامد است. در حل مسایل محیط زیست هم چنین است. عقلی که امامان بزرگوار معصوم از جمله امام موسی کاظم علیهم السلام، درسفارش به هشام از آن خبر داده و جنود و مشخصات روحی دارد و با ۷۵ ویژگی از نکرا و تفکر کفرزده و عقلانیت خود بنیان مدرن و انسان محور جدا میگردد. انسان عاقل میداند پیروزیهای ما از خداست و نباید در هیچ تفکر جزیی و کلی در باره هیچ ذره و کل هستی، در باره دنیا و آخرت، در باره اقتصاد و سیاست و عبادت و حیات ومرگ و طبیعت و ابدیت، و مخیط زیست، اصل عبودیت و نقش معبود را به فراموشی بسپاریم و معارف قرآن و عترت را از اصل بیندازیم و با چشمی صرفا دنیایی و طبیعت گرا موضوع را بسنجیم.
باید بدانیم همواره آدمی زاد در هبوط چنین بین رویکردی نفسانی و خود محور و شیطانی ورویکردی الهی به مسایلش خواهد زیست، در محیط زیستی کشتگاه بازگشت و آزمون باشیدنی که گویای دورباش از ابلیس و بی خویشتنی است. محیط زیستی برای ظهور امکان توبه در زمین از ترک اولی و ندبه برای بی وفایی نسبت به معبود و رهسپردن در پی دشمن انسان و عاصی متفرعن که زهدان هر فرعونیت و تسلیم به شیطان است. محیط زیستی برای اثبات آن خطاکه در آدمیزادگان اگر به انابه نکشد به گناه نابخشودنی، یعنی ذنب لایغفر شرک بدل میشود؛ و پیامبر کشی و بالاتر از آن به ولی کشی بنی اسراییلی تا آخرالزمانی منجر میگردد. از قتل مولا آیت عظمای خدا، علی ولی الله گرفته تا کشتار فرزندان معصومش صلوات الله علیهم که به تقدیر آن غائب حاضر، و غیبت برای حفظ ولی الله الاعظم بقیه الله عج تا ظهور زمان عدل جهانی موعود ختم شده است. این فتنه آخرالزمانی پر اضطرار و مشقت بار است و در عین حال انتظار شیرین ظهور موعودی یقینا موجود حجت بن الحسن العسکری که جان جهان و جان پاکان دو جهان جانفدای اوست که ظهورش باحل غایی مسایل محیط زیستی حاصل از نظام کفرمدرن ربط دارد؛ و بدون باور بی لغرش به توحید وحقانیت یگانهی حقیقت ولایت که جان توحید است در زمین، و اجرای فرامین الهی حل شدنی نیست.
وقتی در تاریخ ظهور اسلام در اوج پیروزی میبینیم که رسول الله صلوات الله علیه و آله اصحابی دارد که آنان دشمنان و پیمان شکنان اوامر الهی، چون بیعت غدیر و وصایای رسول الله (ص) خواهند بود و در استحاله حکومت اسلام به حکومت شرک و نفاق نقش پیشتاز ایفا میکنند و سبب تغییرساختار حکمرانی یک دین جهانی میشوند، متحیرمی شویم. تخطی از فرامین حکمرانی خدا از همان زمان بلکه از زمان حضرت ادم و زیر پا نهادن نزدیکی به درخت ممنوعه امر جدا ناپذیر سلامت تقدیر طبیعت و انسان را فاش ساخت. از همان زمان هبوط آلودن معصومیت انسان و طبیعت باهم مرتبط است قتل هابیل و جسد رها شده در طبیعت و اموزش کلاغ به قابیل برای دفن و خاک تطهیر کننده، تنها یک نشانه وحدت است. گناه طبیعت را میآلاید و عذاب محصول عدم حکمرانی الهی در جامعه و در طبیعت به نحو جدا ناپذیر است.
این درک سلامت محیط زیست و حکمرانی دینی و عدالت محوری ولایت محور اساس تفکر درست در باره حکومت و ارتباطش با انسان وطبیعت است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)